۱. چهارمصراعی
پدر، سنگ مزارت را به اشک دیده میبوسمنشان سالهای رنج نادیده میبوسماگر دنیا شود گلشن، گلی چون تو نمییابمبه یاد دستهای خستهات، این خاک را میبوسم
پدر، سنگ مزارت را به اشک دیده میبوسمنشان سالهای رنج نادیده میبوسماگر دنیا شود گلشن، گلی چون تو نمییابمبه یاد دستهای خستهات، این خاک را میبوسم
۲. چهارمصراعی
پدرم، دیده به راهت نگران است هنوزغم نادیدن تو بار گران است هنوزآنقدر مهر و وفا بر همگان بخشیدینام نیکت همهجا ورد زبان است هنوز
پدرم، دیده به راهت نگران است هنوزغم نادیدن تو بار گران است هنوزآنقدر مهر و وفا بر همگان بخشیدینام نیکت همهجا ورد زبان است هنوز
۳. ششمصراعی
باورم نیست پدر، رفته و خاموش شدیترک ما کردی و با خاک همآغوش شدیخانه را نور اگر بود، ز رخسار تو بودای چراغ دل ما، از چه تو خاموش شدی؟رفتنت قامت این خانه به یکباره شکستبعد تو پنجره هم رو به فراموشی بست
باورم نیست پدر، رفته و خاموش شدیترک ما کردی و با خاک همآغوش شدیخانه را نور اگر بود، ز رخسار تو بودای چراغ دل ما، از چه تو خاموش شدی؟رفتنت قامت این خانه به یکباره شکستبعد تو پنجره هم رو به فراموشی بست
۴. چهارمصراعی
پدر، ای سایهسار امن خانهنبودت کرده قلبم را ویرانهتو رفتی و ستون خانه خم شدتمام شادی این خانه غم شد
پدر، ای سایهسار امن خانهنبودت کرده قلبم را ویرانهتو رفتی و ستون خانه خم شدتمام شادی این خانه غم شد
۵. هشتمصراعی
پدر جان، رفتی و شب در خانه جا ماندصدایت در میان خاطرات ما ماندهنوز از پشت در، چشم انتظاریمهنوز از هر صدایی بیقراریملباس کار تو در گوشهای هستعصایت، عینکت، انگشترت هستولی دستی که دستم را بگیردمیان خانه دیگر نیست، دیگر
پدر جان، رفتی و شب در خانه جا ماندصدایت در میان خاطرات ما ماندهنوز از پشت در، چشم انتظاریمهنوز از هر صدایی بیقراریملباس کار تو در گوشهای هستعصایت، عینکت، انگشترت هستولی دستی که دستم را بگیردمیان خانه دیگر نیست، دیگر
۶. چهارمصراعی
ز فراق روی تو غم در دل و جان من استداغ هجران تو تا مرگ، مهمان من استپدرم، گرچه تنت خفته در آغوش زمیننام و آوازه تو زنده به دوران من است
ز فراق روی تو غم در دل و جان من استداغ هجران تو تا مرگ، مهمان من استپدرم، گرچه تنت خفته در آغوش زمیننام و آوازه تو زنده به دوران من است
۷. متن منظوم کوتاه
پدرم،رفتی و خانه همان خانه ماند،اما هیچچیزدیگر شبیه روزهای بودن تو نیست.
پدرم،رفتی و خانه همان خانه ماند،اما هیچچیزدیگر شبیه روزهای بودن تو نیست.
۸. ششمصراعی
پدر، دستت پناه خستگی بودصدایت مرهم دلمردگی بودنگاهت روشنای شام تارمدعایت پشتوانه روزگارمکنون در خاک آرام آرمیدیولی از قلب فرزندت نرفتی
پدر، دستت پناه خستگی بودصدایت مرهم دلمردگی بودنگاهت روشنای شام تارمدعایت پشتوانه روزگارمکنون در خاک آرام آرمیدیولی از قلب فرزندت نرفتی
۹. چهارمصراعی
پدر، نامت چراغ جان ما بودوجودت مایه آرامش ما بوداگرچه جسم تو در خاک خفتهدعایت همچنان همراه ما بود
پدر، نامت چراغ جان ما بودوجودت مایه آرامش ما بوداگرچه جسم تو در خاک خفتهدعایت همچنان همراه ما بود
۱۰. هشتمصراعی
دوباره پنجشنبه، باز باراندوباره یاد تو، اندوه پنهانکنار سنگ سردت مینشینمگل سرخی به روی خاک میچینمبرایم حرفهای تازه داریهنوز از حال فرزندت خبر داری؟سکوتت میرسد تا عمق جانمپدر، بیتو چه تنها در جهانم
دوباره پنجشنبه، باز باراندوباره یاد تو، اندوه پنهانکنار سنگ سردت مینشینمگل سرخی به روی خاک میچینمبرایم حرفهای تازه داریهنوز از حال فرزندت خبر داری؟سکوتت میرسد تا عمق جانمپدر، بیتو چه تنها در جهانم
۱۱. چهارمصراعی
پدرم، خفتهای آرام در خاکولی مهرت نمیگردد ز دل پاکبه هر جا بنگرم، یاد تو آنجاستدعای خیر تو همراه فرداست
پدرم، خفتهای آرام در خاکولی مهرت نمیگردد ز دل پاکبه هر جا بنگرم، یاد تو آنجاستدعای خیر تو همراه فرداست
۱۲. ششمصراعی
نه دست مهربانت روی شانهستنه عطر بودنت در آشیانهستنه دیگر خندههایت در شب ماستنه آن لبخند شیرین پیش چشم ماستولی تا زندهایم، ای یار دیرینتو را خواهیم دید در خواب شیرین
نه دست مهربانت روی شانهستنه عطر بودنت در آشیانهستنه دیگر خندههایت در شب ماستنه آن لبخند شیرین پیش چشم ماستولی تا زندهایم، ای یار دیرینتو را خواهیم دید در خواب شیرین
۱۳. چهارمصراعی
خانه بیتو خانه نیست، ای پدردل بدونت آشیانه نیست، ای پدرهرچه میگردم میان خاطراتمهربانتر از تو پیدا نیست، پدر
خانه بیتو خانه نیست، ای پدردل بدونت آشیانه نیست، ای پدرهرچه میگردم میان خاطراتمهربانتر از تو پیدا نیست، پدر
۱۴. هشتمصراعی
تو رفتی، تکیهگاهم زیر خاک استتمام خاطراتم دردناک استهنوز آواز گام تو در ایوانمرا میبرد تا روزهای بارانهمان روزی که دستم را گرفتیز اندوه جهان با من نگفتیکنون من ماندهام با جای خالیو یک دنیا غم و چشم خیالی
تو رفتی، تکیهگاهم زیر خاک استتمام خاطراتم دردناک استهنوز آواز گام تو در ایوانمرا میبرد تا روزهای بارانهمان روزی که دستم را گرفتیز اندوه جهان با من نگفتیکنون من ماندهام با جای خالیو یک دنیا غم و چشم خیالی
۱۵. چهارمصراعی
پدر جان، یاد تو از دل نرفتهغم هجران تو از سر نرفتهاگر صد سال بگذرد از جداییصدای مهربانت برنگشته
پدر جان، یاد تو از دل نرفتهغم هجران تو از سر نرفتهاگر صد سال بگذرد از جداییصدای مهربانت برنگشته
۱۶. متن بلند مناسب کتیبه
پدر عزیزم،نبودنت را نمیتوان با واژهها توضیح داد.تو تنها پدر ما نبودی؛ستون خانه، پناه روزهای سختو آرامش شبهای نگران ما بودی.جسمت به خاک سپرده شد،اما محبتت در جان ما زنده استو نامت تا همیشه با احترام برده خواهد شد.
پدر عزیزم،نبودنت را نمیتوان با واژهها توضیح داد.تو تنها پدر ما نبودی؛ستون خانه، پناه روزهای سختو آرامش شبهای نگران ما بودی.جسمت به خاک سپرده شد،اما محبتت در جان ما زنده استو نامت تا همیشه با احترام برده خواهد شد.
۱۷. ششمصراعی
پدر، آرام بخواب ای خسته از راهتو را باشد نصیب رحمت اللهتمام عمر، رنج ما کشیدیبه جای خویش، درد ما خریدیکنون آسوده باش از رنج دنیاکه نامت ماند جاویدان و زیبا
پدر، آرام بخواب ای خسته از راهتو را باشد نصیب رحمت اللهتمام عمر، رنج ما کشیدیبه جای خویش، درد ما خریدیکنون آسوده باش از رنج دنیاکه نامت ماند جاویدان و زیبا
۱۸. چهارمصراعی
تو رفتی و زمان در خانه ایستادبه قلب خسته ما داغی افتادولی نام تو با نیکی و ایمانمیان مردم این شهر باقی ماند
تو رفتی و زمان در خانه ایستادبه قلب خسته ما داغی افتادولی نام تو با نیکی و ایمانمیان مردم این شهر باقی ماند
۱۹. هشتمصراعی
پدرم، هرگاه غمگین میشوم بازبه یاد صحبتت میگردم آغازتو میگفتی که مرد راه بایددرون سختی و غم، کوه بایدکنون من ماندهام بیکوه محکمشکسته، خسته، دلتنگ و پر از غمولی با یاد تو برمیخیزمبه نامت اشک حسرت میریزم
پدرم، هرگاه غمگین میشوم بازبه یاد صحبتت میگردم آغازتو میگفتی که مرد راه بایددرون سختی و غم، کوه بایدکنون من ماندهام بیکوه محکمشکسته، خسته، دلتنگ و پر از غمولی با یاد تو برمیخیزمبه نامت اشک حسرت میریزم
۲۰. چهارمصراعی
پدر، آن دستهای پینهبستهبرای راحتی ما بود خستهکنون در خاک آرامیده آن دستولی مهرش هنوز در جان ما هست
پدر، آن دستهای پینهبستهبرای راحتی ما بود خستهکنون در خاک آرامیده آن دستولی مهرش هنوز در جان ما هست
۲۱. شعر سپید
پدر،بعد از تو فهمیدمبعضی آدمهاوقتی میروند،تنها یک جای خالی باقی نمیگذارند؛تمام خانه رابا خود میبرند.
پدر،بعد از تو فهمیدمبعضی آدمهاوقتی میروند،تنها یک جای خالی باقی نمیگذارند؛تمام خانه رابا خود میبرند.
۲۲. هشتمصراعی
چراغ خانه خاموش است بیتودل فرزند مدهوش است بیتوکنار سفره جایت خالی ماندهنگاهم پشت در، تنها بماندهصدای خندههایت را نداریمپناه شانههایت را نداریمولی هر شب دعایت میکنیم مابه رحمت، یادت آید نزد یزدان
چراغ خانه خاموش است بیتودل فرزند مدهوش است بیتوکنار سفره جایت خالی ماندهنگاهم پشت در، تنها بماندهصدای خندههایت را نداریمپناه شانههایت را نداریمولی هر شب دعایت میکنیم مابه رحمت، یادت آید نزد یزدان
۲۳. چهارمصراعی
پدر
پدر
، از خاک تا افلاک رفتیز رنج این جهان آسوده گشتیالهی در جوار رحمت حقمیان صالحان مهمان گشتی
۲۴. ششمصراعی
چه زود از جمع ما ای مهربان رفتیچه خاموش و چه تنها، ناگهان رفتیهنوز از عطر تو لبریز خانهستهنوز چشمان ما بر آستانهستپدر، گرچه تنت در خاک پنهانمحبتهای تو ماندهست جاویدان
چه زود از جمع ما ای مهربان رفتیچه خاموش و چه تنها، ناگهان رفتیهنوز از عطر تو لبریز خانهستهنوز چشمان ما بر آستانهستپدر، گرچه تنت در خاک پنهانمحبتهای تو ماندهست جاویدان
۲۵. دهمصراعی
پدر، امشب دوباره بیقرارمبرای دیدنت چشم انتظارمنشستم در کنار قاب عکستگرفتم بوسهای از روی عکستنگاهم میکنی آرام و خندانولی من گریه دارم، سخت و پنهانچه دشوار است باور کرد رفتیز پیش چشم فرزندت برفتیبخواب آرام، ای سرمایه جانکه یادت زنده میماند به دوران
پدر، امشب دوباره بیقرارمبرای دیدنت چشم انتظارمنشستم در کنار قاب عکستگرفتم بوسهای از روی عکستنگاهم میکنی آرام و خندانولی من گریه دارم، سخت و پنهانچه دشوار است باور کرد رفتیز پیش چشم فرزندت برفتیبخواب آرام، ای سرمایه جانکه یادت زنده میماند به دوران
۲۶
پدر جان، خندههایت یادگار عمر ماستنام پاکت تا ابد زینتنگار عمر ماستگرچه خفته در دل خاکی، ولی در جان ماعشق تو زیباترین فصل بهار عمر ماست
۲۷
پدر، رفتی و بعد از تو جهان رنگی نداشتهیچ گل بوی تو را، هیچ چمن آهنگی نداشتهر کجا نام تو آمد، دل ما لرزید باززندگی بیتو دگر شور هماهنگی نداشت
۲۸
رفتی و از خانه، صفا رفت پدراز دل ما نور خدا رفت پدرهرچه به دنبال تو گشتیم نبودانگار که با تو همهجا رفت پدر
۲۹
پدر، دست دعایت سایهبان زندگی بودوجودت بهترین آرام جان زندگی بودکنون هرچند جسمت در دل خاک آرمیدهدعای خیر تو پشتوانه جان زندگی بود
۳۰
اگر امروز قد کشیدهاماگر هنوز ایستادهاماز ریشههایی استکه نامشان «پدر» بود.
۳۱
پدر، در لحظههای تلخ دنیاتو بودی مرهم هر درد و غمهاکنون رفتی، ولی در هر نفس بازتو را احساس میکنم، تنها
۳۲
هنوز عطر حضورت در هوای خانه جاری استهنوز نام تو بر لب، دعایی ماندگاری استپدر، گرچه میان خاک آرامیدهای امروزولی در قلب فرزندت حضورت یادگاری است
۳۳
پدرم، ای تکیهگاه روزگاررفتی و ماند این دل بیقرارهر غروب، چشم من سوی مزارتا بگویم: دوستت دارم، هزار بار
۳۴
چه زود رفتی و فرصت تمام شدبهار خانه، اسیر خزان شدهنوز چشم انتظار آمدنت هستیماگرچه سالها از رفتنت گذشت
۳۵
پدر جانکاش میشدیکبار دیگردستت را ببوسمو بگویمتمام خوبیهای دنیا رااز تو آموختم.
۳۶
رفتی و پنجرهها بینور شدخندهها در خانه بیحضور شدهرچه ماند از تو، فقط خاطره بودخانه از داغ تو غرق شور شد
۳۷
پدر، آرام بخوابکه فرزندت هنوزهر موفقیتی رااول به تو خبر میدهدهرچند فقط در دلش…
۳۸
درخت خانه اگر سایه داشتاز قامت مردی به نام پدر بوداگر امروز هنوز استواریمثمره همان شانههای خسته بود
۳۹
پدر، هر جمعه میآیم کنار مزارتبا شاخهای گل و دلی بیقرارتمیدانم صدایم را نمیشنویاما دلم آرام میشود کنارت
۴۰
دستهای پینهبستهاتثروت ما بودنه طلا، نه نقرهبلکه مهربانی بیپایانت.
۴۱
پدر، نامت همیشه بر زبانم جاری استیاد تو چون آفتاب صبح، ماندگاری استهرچه دارم از دعای نیمهشبهای توستاین حقیقت تا ابد بر من هویدا و جاری است
۴۲
ای پدر، ای بهترین همراز منای چراغ روشن شبهای منبعد تو دنیا برایم تیره شدمانده تنها خاطرات ناز من
۴۳
کنار این سنگ خاموشمردی آرمیده استکه تمام زندگیاشفدای آسایش خانوادهاش شد.
۴۴
رفتی و آرامش از خانه سفر کردغم، جای لبخند تو را پر کرداما هنوز هرکس نامت را شنیدبه نیکی از مردانگیات یاد کرد
۴۵
پدر، صدای تو هنوزدر گوش دیوارهای خانه مانده استو رد قدمهایتهنوز از خاطرهها پاک نشده است.
۴۶
نه آغوشی شبیه آغوش تو پیدا شدنه مهری همچو مهر تو هویدا شدپدر، رفتی و فهمیدیم پس از توچه گوهر بیبدیلی از کف ما جدا شد
۴۷
پدرم، گرچه مزار تو میان خاک استدل فرزند همیشه سوی افلاک استهر دعایی که کنم، نام تو آغازشهر سلامی که دهم، یادت همراه است
۴۸
به هر بهار که گل میدهد درختان رابه یاد روی تو میبینم این گلستان رااگرچه نیستی امروز پیش چشمانمنمیبرد گذر عمر، نام و احسان را
۴۹
پدر، مردی که خستگی راپشت لبخندش پنهان میکردو غصههایش راهرگز به فرزندانش نشان نمیداد.
۵۰
آرام بخواب ای پدر مهربانکه نامت زنده است در هر زماننه خاک، نه سال، نه گردش روزگارنمیگیرد از دل ما یادت را، ای جان.
پدر جان، خندههایت یادگار عمر ماستنام پاکت تا ابد زینتنگار عمر ماستگرچه خفته در دل خاکی، ولی در جان ماعشق تو زیباترین فصل بهار عمر ماست
۲۷
پدر، رفتی و بعد از تو جهان رنگی نداشتهیچ گل بوی تو را، هیچ چمن آهنگی نداشتهر کجا نام تو آمد، دل ما لرزید باززندگی بیتو دگر شور هماهنگی نداشت
۲۸
رفتی و از خانه، صفا رفت پدراز دل ما نور خدا رفت پدرهرچه به دنبال تو گشتیم نبودانگار که با تو همهجا رفت پدر
۲۹
پدر، دست دعایت سایهبان زندگی بودوجودت بهترین آرام جان زندگی بودکنون هرچند جسمت در دل خاک آرمیدهدعای خیر تو پشتوانه جان زندگی بود
۳۰
اگر امروز قد کشیدهاماگر هنوز ایستادهاماز ریشههایی استکه نامشان «پدر» بود.
۳۱
پدر، در لحظههای تلخ دنیاتو بودی مرهم هر درد و غمهاکنون رفتی، ولی در هر نفس بازتو را احساس میکنم، تنها
۳۲
هنوز عطر حضورت در هوای خانه جاری استهنوز نام تو بر لب، دعایی ماندگاری استپدر، گرچه میان خاک آرامیدهای امروزولی در قلب فرزندت حضورت یادگاری است
۳۳
پدرم، ای تکیهگاه روزگاررفتی و ماند این دل بیقرارهر غروب، چشم من سوی مزارتا بگویم: دوستت دارم، هزار بار
۳۴
چه زود رفتی و فرصت تمام شدبهار خانه، اسیر خزان شدهنوز چشم انتظار آمدنت هستیماگرچه سالها از رفتنت گذشت
۳۵
پدر جانکاش میشدیکبار دیگردستت را ببوسمو بگویمتمام خوبیهای دنیا رااز تو آموختم.
۳۶
رفتی و پنجرهها بینور شدخندهها در خانه بیحضور شدهرچه ماند از تو، فقط خاطره بودخانه از داغ تو غرق شور شد
۳۷
پدر، آرام بخوابکه فرزندت هنوزهر موفقیتی رااول به تو خبر میدهدهرچند فقط در دلش…
۳۸
درخت خانه اگر سایه داشتاز قامت مردی به نام پدر بوداگر امروز هنوز استواریمثمره همان شانههای خسته بود
۳۹
پدر، هر جمعه میآیم کنار مزارتبا شاخهای گل و دلی بیقرارتمیدانم صدایم را نمیشنویاما دلم آرام میشود کنارت
۴۰
دستهای پینهبستهاتثروت ما بودنه طلا، نه نقرهبلکه مهربانی بیپایانت.
۴۱
پدر، نامت همیشه بر زبانم جاری استیاد تو چون آفتاب صبح، ماندگاری استهرچه دارم از دعای نیمهشبهای توستاین حقیقت تا ابد بر من هویدا و جاری است
۴۲
ای پدر، ای بهترین همراز منای چراغ روشن شبهای منبعد تو دنیا برایم تیره شدمانده تنها خاطرات ناز من
۴۳
کنار این سنگ خاموشمردی آرمیده استکه تمام زندگیاشفدای آسایش خانوادهاش شد.
۴۴
رفتی و آرامش از خانه سفر کردغم، جای لبخند تو را پر کرداما هنوز هرکس نامت را شنیدبه نیکی از مردانگیات یاد کرد
۴۵
پدر، صدای تو هنوزدر گوش دیوارهای خانه مانده استو رد قدمهایتهنوز از خاطرهها پاک نشده است.
۴۶
نه آغوشی شبیه آغوش تو پیدا شدنه مهری همچو مهر تو هویدا شدپدر، رفتی و فهمیدیم پس از توچه گوهر بیبدیلی از کف ما جدا شد
۴۷
پدرم، گرچه مزار تو میان خاک استدل فرزند همیشه سوی افلاک استهر دعایی که کنم، نام تو آغازشهر سلامی که دهم، یادت همراه است
۴۸
به هر بهار که گل میدهد درختان رابه یاد روی تو میبینم این گلستان رااگرچه نیستی امروز پیش چشمانمنمیبرد گذر عمر، نام و احسان را
۴۹
پدر، مردی که خستگی راپشت لبخندش پنهان میکردو غصههایش راهرگز به فرزندانش نشان نمیداد.
۵۰
آرام بخواب ای پدر مهربانکه نامت زنده است در هر زماننه خاک، نه سال، نه گردش روزگارنمیگیرد از دل ما یادت را، ای جان.
۵۱
پدر، رفتی و بعد از تو جهان خاموش شدشمع امید دل ما یکبهیک فرسوده شدگرچه جسمت زیر خاک آرمیده سالهاستنام نیکت تا ابد در قلب ما آسوده شد
۵۲
چه شبهایی که بیدار ماندی از برای ماچه سختیها که آسان شد به لطف دستهای توکنون آسوده در آرامش خاک آرمیدیولی خالیست جای مهربان نگاههای تو
۵۳
پدر، ای قبله مهر و وفاای چراغ روشن خانه ماخاک آرامت پر از عطر بهشتیاد تو ماند همیشه با ما
۵۴
رفتی و بغض، مهمان گلوی خانه شدخنده از لبهای این ویرانه شدهرچه ماند از تو، محبت بود و عشقنام تو معنای مردانه شد
۵۵
پدر جان،نبودنت راهیچ واژهایتوصیف نمیکند؛فقط سکوت…و اشک…
۵۶
هنوز از کوچه میآید صدای گامهایتهنوز از خانه میآید نوای مهربانتولی هرچه نگاهم میکند این چشم گریاننمییابد دگر تصویر زیبایت
۵۷
دستهای خستهاتتمام زندگی ما را ساختو امروزسنگ مزارتتنها یادگار آن همه عشق است.
۵۸
پدر، ای تکیهگاه روزگاریاد تو ماندگار و پایدارگرچه رفتی از کنار ماعشق تو مانده در دل هزار بار
۵۹
اگر گلهای دنیا را بیاورند کنارماگر خورشید عالم را بکارند در دیارمبدون خندههای گرم تو، ای بهترین باباندارد هیچ زیبایی، بهاری در کنارم
۶۰
رفتی و دیوار خانه پیر شدسقف دلتنگی اسیر شدهر کجا نام پدر آمد به لبچشم ما از اشک لبریز شد
۶۱
پدر،هر بار که موفق میشوماول به یاد تو میافتمچون تمام راه راتو برایم هموار کردی.
۶۲
چقدر جای تو خالیست در کنار سفرهچقدر جای دعایت میان این دلهاپدر، نبودنت اندوه بیپایان ماستولی نامت همیشه زنده در محفلها
۶۳
پدر، ای مرد بیادعاای سراسر عشق و وفاجای تو در خانه خالی استتا همیشه، تا خدا
۶۴
نه خندهای، نه صدایی، نه نگاهی ماندهاز آن شکوه و وقار تو، فقط یادی ماندهپدر، کنار مزار تو نشستهام امشبکه از تمام جهان، تنها تو را صدا کنم
۶۵
پدر جان،هر پنجشنبهگل میآورماما میدانمآنچه تو را شاد میکندفاتحهای از دل است.
۶۶
تو رفتی و زمان ایستادغم آمد و دل شکستولی هنوزعطر حضورتدر خانه جاری است.
۶۷
پدر، ای مهربانترین مرد دنیادعای خیرت همیشه با ما بوداکنون که در جوار رحمت خداییباز هم دعایت همراه ماست.
۶۸
از دست تو آموختیم مردانگی رااز مهر تو آموختیم زندگی رارفتی و دلمان شکست، اما هنوزبا نام تو ادامه میدهیم بندگی را
۶۹
کنار این سنگ خاموشخاطرات مردی آرمیدهکه همه عمرشلبخند خود رافدای لبخند فرزندانش کرد.
۷۰
پدر،هرچه بزرگتر شدمبیشتر فهمیدمچه اندازهبزرگ بودی.
۷۱
نه خاک میتواند عشق را پنهان کندنه سالها یاد تو را کمرنگ کندپدر، نامت همیشه در دل ماچراغی روشن و جاودان است
۷۲
پدرم، آرام بخوابکه دعای خیرتهنوز سایهبان زندگی ماست.
۷۳
به هر نسیم که میوزدعطر خاطرههایت میآیدگویی هنوزدر همین خانهقدم میزنی.
۷۴
پدر،دستهای توکتاب زندگی من بودو منتمام درسهای عشق رااز همان دستها آموختم.
۷۵
ای پدر، ای بهترین تکیهگاهروحت آرام در پناه حقنامت جاودان در قلب ماتا ابد، تا روز دیدار حق.
پدر، رفتی و بعد از تو جهان خاموش شدشمع امید دل ما یکبهیک فرسوده شدگرچه جسمت زیر خاک آرمیده سالهاستنام نیکت تا ابد در قلب ما آسوده شد
۵۲
چه شبهایی که بیدار ماندی از برای ماچه سختیها که آسان شد به لطف دستهای توکنون آسوده در آرامش خاک آرمیدیولی خالیست جای مهربان نگاههای تو
۵۳
پدر، ای قبله مهر و وفاای چراغ روشن خانه ماخاک آرامت پر از عطر بهشتیاد تو ماند همیشه با ما
۵۴
رفتی و بغض، مهمان گلوی خانه شدخنده از لبهای این ویرانه شدهرچه ماند از تو، محبت بود و عشقنام تو معنای مردانه شد
۵۵
پدر جان،نبودنت راهیچ واژهایتوصیف نمیکند؛فقط سکوت…و اشک…
۵۶
هنوز از کوچه میآید صدای گامهایتهنوز از خانه میآید نوای مهربانتولی هرچه نگاهم میکند این چشم گریاننمییابد دگر تصویر زیبایت
۵۷
دستهای خستهاتتمام زندگی ما را ساختو امروزسنگ مزارتتنها یادگار آن همه عشق است.
۵۸
پدر، ای تکیهگاه روزگاریاد تو ماندگار و پایدارگرچه رفتی از کنار ماعشق تو مانده در دل هزار بار
۵۹
اگر گلهای دنیا را بیاورند کنارماگر خورشید عالم را بکارند در دیارمبدون خندههای گرم تو، ای بهترین باباندارد هیچ زیبایی، بهاری در کنارم
۶۰
رفتی و دیوار خانه پیر شدسقف دلتنگی اسیر شدهر کجا نام پدر آمد به لبچشم ما از اشک لبریز شد
۶۱
پدر،هر بار که موفق میشوماول به یاد تو میافتمچون تمام راه راتو برایم هموار کردی.
۶۲
چقدر جای تو خالیست در کنار سفرهچقدر جای دعایت میان این دلهاپدر، نبودنت اندوه بیپایان ماستولی نامت همیشه زنده در محفلها
۶۳
پدر، ای مرد بیادعاای سراسر عشق و وفاجای تو در خانه خالی استتا همیشه، تا خدا
۶۴
نه خندهای، نه صدایی، نه نگاهی ماندهاز آن شکوه و وقار تو، فقط یادی ماندهپدر، کنار مزار تو نشستهام امشبکه از تمام جهان، تنها تو را صدا کنم
۶۵
پدر جان،هر پنجشنبهگل میآورماما میدانمآنچه تو را شاد میکندفاتحهای از دل است.
۶۶
تو رفتی و زمان ایستادغم آمد و دل شکستولی هنوزعطر حضورتدر خانه جاری است.
۶۷
پدر، ای مهربانترین مرد دنیادعای خیرت همیشه با ما بوداکنون که در جوار رحمت خداییباز هم دعایت همراه ماست.
۶۸
از دست تو آموختیم مردانگی رااز مهر تو آموختیم زندگی رارفتی و دلمان شکست، اما هنوزبا نام تو ادامه میدهیم بندگی را
۶۹
کنار این سنگ خاموشخاطرات مردی آرمیدهکه همه عمرشلبخند خود رافدای لبخند فرزندانش کرد.
۷۰
پدر،هرچه بزرگتر شدمبیشتر فهمیدمچه اندازهبزرگ بودی.
۷۱
نه خاک میتواند عشق را پنهان کندنه سالها یاد تو را کمرنگ کندپدر، نامت همیشه در دل ماچراغی روشن و جاودان است
۷۲
پدرم، آرام بخوابکه دعای خیرتهنوز سایهبان زندگی ماست.
۷۳
به هر نسیم که میوزدعطر خاطرههایت میآیدگویی هنوزدر همین خانهقدم میزنی.
۷۴
پدر،دستهای توکتاب زندگی من بودو منتمام درسهای عشق رااز همان دستها آموختم.
۷۵
ای پدر، ای بهترین تکیهگاهروحت آرام در پناه حقنامت جاودان در قلب ماتا ابد، تا روز دیدار حق.
۷۶
پدر، ای مظهر عشق و وفاای چراغ خانه ما تا خداگرچه رفتی از میان دیدههانام تو مانده است در قلب ما
۷۷
داغ تو بر سینه ما جاودان استاشک ما هر روز از این داستان استرفتی و دنیا برایم تیره شدنام تو تنها چراغ این جهان است
۷۸
پدر،هر بار که دلم میشکندکنار مزارت میآیمو سکوتتآرامم میکند.
۷۹
رفتی و باغ دلم بیبهار شدروزگارم بیتو غرق غبار شدهرچه دارم از تو یادگار عشق استنام تو سرمایه روزگار شد
۸۰
ای پدر، ای مرد روزهای سختقلب تو دریای مهر و عشق بودگرچه امروز خفتهای در زیر خاکنام تو زیباترین سرمشق بود
۸۱
هنوز همهر موفقیتی که به دست میآورمدلم میخواهداولین کسی که باخبر شودتو باشی.
۸۲
پدر جان، بعد تو دل بیقرار استشب و روزم پر از اندوه و زار استولی امید دیدار دوبارهتنها آرامش این روزگار است
۸۳
تو رفتی و شکوه خانه رفتگرمای آن کاشانه رفتاما هنوز از نام توعطر محبت مانده است
۸۴
پدر، ای مهربانترین انسانیادت همیشه در دل ماستهرجا سخن از خوبی باشدنام تو آغاز قصههاست
۸۵
پدر،تنها سنگ مزارت نیستکه یادگار توست؛تمام خوبیهای دنیایادگار توست.
۸۶
نه سالها، نه گذر روزگاراز مهر تو نمیکاهد، ای پدرهرچه زمان میگذرددلتنگی ما بیشتر میشود
۸۷
کنار این سنگ خاموشپدری آرمیده استکه تمام عمربرای آسایش خانوادهاشزندگی کرد.
۸۸
پدر، دعای نیمهشبهایتچراغ راه زندگی ما بوداکنون نیز یقین داریمدعایت همراه ماست
۸۹
تو رفتی و خانه خاموش شدشوق زندگی فراموش شداما یاد تو تا ابددر دل ما همآغوش شد
۹۰
ای پدر، آرام بخوابکه فرزندانتراه تو رابا افتخار ادامه خواهند داد.
۹۱
هر صبح که خورشید طلوع میکندبه یاد لبخند تو میافتمو هر غروبدلتنگیات دوباره آغاز میشود.
۹۲
پدر،نامت دعای هر روز ماستیادت آرامش هر شب ماستجسمت در خاکاما عشقت در قلب ماست
۹۳
رفتی و از خانه صفا کوچ کردغم به دل اهل وفا کوچ کردهرکه تو را میشناخت، میگفت بازمرد بزرگی ز دنیا کوچ کرد
۹۴
پدر،تو رفتیاما مردانگیبا نام تودر ذهن ما جاودانه شد.
۹۵
ای تکیهگاه روزگارای بهترین یادگارهرجا که باشیم، پدرنامت بود افتخار
۹۶
اگرچه فاصله ما شده است خاکاگرچه سهم ما از تو فقط مزار استولی هنوز در تمام لحظههای عمروجود مهربانت در کنار ماست
۹۷
پدر،دستهایت خسته بوداما هیچگاهاجازه ندادیفرزندانت خستگی را ببینند.
۹۸
چه خوش بود سایهات بر سر ماچه گرم بود مهر تو در دل مااکنون که خفتهای میان خاکدعای خیرت مانده با ما
۹۹
پدر جان،تا آخرین نفسنامت رابا افتخاربر زبان خواهیم آورد.
۱۰۰
ای پدر، آسوده در آرامش حق بخوابکه یاد تو تا همیشهدر قلب ما زنده است،در دعای ما جاری است،و در خاطراتمانهرگز غروب نخواهد کرد.
پدر، ای مظهر عشق و وفاای چراغ خانه ما تا خداگرچه رفتی از میان دیدههانام تو مانده است در قلب ما
۷۷
داغ تو بر سینه ما جاودان استاشک ما هر روز از این داستان استرفتی و دنیا برایم تیره شدنام تو تنها چراغ این جهان است
۷۸
پدر،هر بار که دلم میشکندکنار مزارت میآیمو سکوتتآرامم میکند.
۷۹
رفتی و باغ دلم بیبهار شدروزگارم بیتو غرق غبار شدهرچه دارم از تو یادگار عشق استنام تو سرمایه روزگار شد
۸۰
ای پدر، ای مرد روزهای سختقلب تو دریای مهر و عشق بودگرچه امروز خفتهای در زیر خاکنام تو زیباترین سرمشق بود
۸۱
هنوز همهر موفقیتی که به دست میآورمدلم میخواهداولین کسی که باخبر شودتو باشی.
۸۲
پدر جان، بعد تو دل بیقرار استشب و روزم پر از اندوه و زار استولی امید دیدار دوبارهتنها آرامش این روزگار است
۸۳
تو رفتی و شکوه خانه رفتگرمای آن کاشانه رفتاما هنوز از نام توعطر محبت مانده است
۸۴
پدر، ای مهربانترین انسانیادت همیشه در دل ماستهرجا سخن از خوبی باشدنام تو آغاز قصههاست
۸۵
پدر،تنها سنگ مزارت نیستکه یادگار توست؛تمام خوبیهای دنیایادگار توست.
۸۶
نه سالها، نه گذر روزگاراز مهر تو نمیکاهد، ای پدرهرچه زمان میگذرددلتنگی ما بیشتر میشود
۸۷
کنار این سنگ خاموشپدری آرمیده استکه تمام عمربرای آسایش خانوادهاشزندگی کرد.
۸۸
پدر، دعای نیمهشبهایتچراغ راه زندگی ما بوداکنون نیز یقین داریمدعایت همراه ماست
۸۹
تو رفتی و خانه خاموش شدشوق زندگی فراموش شداما یاد تو تا ابددر دل ما همآغوش شد
۹۰
ای پدر، آرام بخوابکه فرزندانتراه تو رابا افتخار ادامه خواهند داد.
۹۱
هر صبح که خورشید طلوع میکندبه یاد لبخند تو میافتمو هر غروبدلتنگیات دوباره آغاز میشود.
۹۲
پدر،نامت دعای هر روز ماستیادت آرامش هر شب ماستجسمت در خاکاما عشقت در قلب ماست
۹۳
رفتی و از خانه صفا کوچ کردغم به دل اهل وفا کوچ کردهرکه تو را میشناخت، میگفت بازمرد بزرگی ز دنیا کوچ کرد
۹۴
پدر،تو رفتیاما مردانگیبا نام تودر ذهن ما جاودانه شد.
۹۵
ای تکیهگاه روزگارای بهترین یادگارهرجا که باشیم، پدرنامت بود افتخار
۹۶
اگرچه فاصله ما شده است خاکاگرچه سهم ما از تو فقط مزار استولی هنوز در تمام لحظههای عمروجود مهربانت در کنار ماست
۹۷
پدر،دستهایت خسته بوداما هیچگاهاجازه ندادیفرزندانت خستگی را ببینند.
۹۸
چه خوش بود سایهات بر سر ماچه گرم بود مهر تو در دل مااکنون که خفتهای میان خاکدعای خیرت مانده با ما
۹۹
پدر جان،تا آخرین نفسنامت رابا افتخاربر زبان خواهیم آورد.
۱۰۰
ای پدر، آسوده در آرامش حق بخوابکه یاد تو تا همیشهدر قلب ما زنده است،در دعای ما جاری است،و در خاطراتمانهرگز غروب نخواهد کرد.
